تاریکترین زمان شب درست قبل از سپیده دم است ٬ و من به شما قول میدهم که سپیده دم فرا خواهد رسید (کریستوفر نولان)


ساقیا آمدن عید مبارک بادت

۱۲ آذر، ۱۳۹۴

تعارض دعاوی ادیان

«نهاد دین هدیه قدیمی و ریشه‌دار به بشر است و در گذر زمان در مناطق مختلف جلوه‌های گوناگونی پیدا کرده است. گرچه سمت و سوی کلی آنان به حقیقت است و راه‌های متعددی برای رسیدن به آن ترسیم شده؛ ولی گزاره‌های دینی درباره حقایق عالم و وظایف انسان متدین و انجام مناسک و راه نجات و رستگاری یکسان نیست.» متن فوق بخشی از مقدمه رضایی‌دوانی بر کتاب «تعارض دعاوی ادیان» نوشته عبدالرحیم سلیمانی است. چنانچه از عنوان این کتاب بر می‌آید تلاش این اثر بررسی نظریاتی است که از یک دین به دین دیگر تفاوت‌های مشهودی دارند.  

بنا بر شرح نویسنده در مقدمه کتاب درباره تعارضی که مقصود وی است، تعارض در راه‌ها و نگرش‌های متفاوتی است که در ادیان برای نجات بشر ارائه می‌شود. درواقع می‌توان ادعای غالب سنت‌های دینی را مبنی‌بر اینکه تنها یک دین بر حق است و تنها پیروان یک دین اهل نجات و رستگاری هستند و پیروان سایر ادیان از نجات و رستگاری یا درجات بالای آن محروم هستند را پذیرفت؟ دسته‌ای این مساله را باور کرده و مدافع آن هستند.  اما بسیاری این ادعا را نمی‌پذیرند و آن را با توجه به وضعیت ادیان موجود و نیز نوع دینداری متدینان به ادیان مختلف غیرعادلانه و غیرعقلانی و غیرمنطقی می‌دانند. این دسته همان‌هایی هستند که در‌صدد رفع مساله «تعارض دعاوی ادیان» برآمده‌اند. آنها معتقدند در جهان، ادیان متعددی وجود دارند که همگی حق و نجاتبخش هستند.  دسته سوم بر این باورند که باید راه میانه را پیمود، در حالی که نباید حق را منحصر به یک دین دانست؛ باید امکان رستگاری را در همه ادیان جست‌و‌جو کرد. جان هیک، فیلسوف دین ، این سه دسته را به ترتیب «انحصارگرایی»، «تکثرگرایی» و «شمول‌گرایی» نامیده است.  کتاب «تعارض دعاوی ادیان» با بررسی وضعیت کلی ادیان و دینداری‌ها نمونه‌هایی از مهم‌ترین شخصیت‌ها و مکاتب سه گرایش فوق را به اختصار معرفی و بررسی‌می‌کند. دو فصل ابتدایی این نوشتار به طرح مساله و مباحث کلی در این موضوع پرداخته و زمینه بحث و تعاریف گرایش‌های مختلف را بیان کرده است. در فصول بعدی ابتدا به نمونه‌هایی از سه گرایش فوق در جهان غرب و سپس به نمونه‌هایی از آنها در جهان اسلام پرداخته شده و کتاب با دیدگاهی که نویسنده آن را قابل‌دفاع‌تر می‌داند، خاتمه یافته است.

منبع:فرهیختگان

۲۰ شهریور، ۱۳۹۴

«ما ایرانیان» ایرانی‌ها را نمی‌شناسیم

بسیار شنیده‌ایم خصلت یا ویژگی خاصی را به مجموعه‌ای از افراد با عنوان «ایرانی‌ها» نسبت می‌دهند و درباره آن به قضاوت یا اظهارنظر می‌پردازند. این اتفاق اگر قبل از این در محاوره‌های مردم کوچه و بازار می‌افتاد، اکنون به شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی نیز کشیده شده است.
 «اصلی‌ترین رکن بی‌هویتی ما ایرانیان در سالیان اخیر عدم‌توجه به امر اخلاق است.»
 «چند دروغ رایج بین ما ایرانیان؛ کار که عار نیست، پول که شخصیت نمی‌اره، فکر کردی چی، مملکت قانون داره، تلاش کنی به هرچی که بخوای می‌رسی، پول چرک کف دسته، بچه دختر، پسرش فرق نمی‌کنه، به خدا همین الان می‌خواستم بهت زنگ بزنم، اینجا متعلق به خودتونه و پرکاربرد‌ترین دروغ، پشت تلفن، اونم سلام می‌رسونه»، «ما ایرانیان تنبل هستیم»، «ما ایرانیان توان کارهای تیمی را نداریم»، «ما ایرانیان دروغگو هستیم»، «ما ایرانیان وقت‌ن‌شناس و بدقول هستیم» و ما ایرانیان... همه نمونه‌هایی از این دست گزاره‌ها هستند؛ گزاره‌هایی که رفتاری منفی و محدود را به مجموعه ایرانیان نسبت می‌دهند. 

اما مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس و عضو هیات‌علمی موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی معتقد است که تمام این برداشت‌های سطحی توجیه منطقی و علمی ندارند. وی معتقد است روح ایرانی ماهیت متعین و ثابتی نیست که با ذات‌باوری و به سهولت بتوان از صفات و خصوصیات آن سخن گفت. مقصود فراستخواه در کتاب تازه منتشرشده خود با عنوان «ما ایرانیان، زمینه‌کاوی تاریخی و اجتماعی خلقیات ایرانی» می‌کوشد با بررسی دو خطای موجود در چنین گزاره‌هایی، یعنی «تقلیل‌گرایی» و نگاه ایستا و «ذات‌باورانه» نشان دهد چنین تصورات کلی‌نگرانه‌ای چرا اشتباه هستند. 

 «تقلیل‌گرایی» یعنی نگاه جامع و کل‌گرایانه به تمام وجوه و ابعاد فرهنگی ایرانی و داشتن نگاهی ایستا و ذات‌باورانه؛‌‌ همان نگاهی است که موجب نادیده گرفته‌شدن منطق تحول و پیچیدگی در فرهنگ، نگرش‌ها، گرایش‌ها و رفتار جمعی ایرانیان می‌شود. مقصود فراستخواه گرچه چنین پیشداوری‌های ساده‌انگارانه از اخلاق ایرانیان را غیرعلمی می‌داند معتقد است روح ایرانی وجود دارد و شناخت و بررسی آن نیازمند به‌کارگیری چند علم و کاربرد چندین روش و مجموعه‌ای پژوهش است.
آنچه مقصود فراستخواه با عنوان روح ایرانی به آن می‌پردازد پیش از این در کتاب «سازگاری ایرانی» مرحوم مهدی بازرگان مورد نقد و بررسی قرار گرفته بود و او را از زمره اولین افراد باهوشی می‌توان به شمار آورد که به مساله مهم روح ایرانی در قالب ویژگی‌های جزئی و عوامل متعدد تاثیرگذار آن پرداخته است.

 تک‌نگاری به جای تحقیق
مقصود فراستخواه در کتاب خود به دسته‌بندی الگوهای آموخته‌ای می‌پردازد که یک فرهنگ را تشکیل می‌دهد و از عناصر متنوعی چون عناصر زبانی، عناصر ذهنی، عناصر ارزشی و هنجاری، عناصر احساسی و زیبا‌شناختی، عناصر رفتاری، عناصر نمادین، عناصر مهارتی و عناصر نهادی نام می‌برد. فرهنگ ایرانی نیز از چنین الگوهای متنوعی به وجود آمده که به راحتی نمی‌توان آن‌ها را به خلق و خوی‌های منفی فروکاست. 

فراستخواه از ۱۱ مدخل مطالعاتی برای بررسی خلق و خوی ایرانیان نام می‌برد که از آن جمله می‌توان به تک‌نگاری‌های متمرکز بر روحیات و خلقیات ایرانیان، ریشه‌شناسی رفتار ایرانیان در اقتصاد، طبقات، ساختار دولت و جامعه‌شناسی تاریخی و سیاسی، منابع تاریخی، مباحث مربوط به هویت، قومیت، ملیت و دین در ایران، مطالعات مربوط به اسطوره‌ها، آیین‌ها و ادبیات و معارف و مدخل‌های متنوع دیگر اشاره کرد. اما با توجه به آنچه پیش‌تر در مورد خلق و خوی ایرانیان شنیده می‌شد یا مورد قضاوت قرار می‌گرفت می‌توان این‌طور برداشت کرد که بیشترشان فقط متکی به مدخل اول یعنی تک‌نگاری‌هایی است که به‌طور مستقیم به روحیات ایرانی پرداخته‌اند و ما ۱۰ مورد دیگر را در قضاوت و بررسی روحیات یک ملت نادیده گرفته‌ایم. در این بین به‌خصوص تک‌نگاری‌هایی که توسط غیرایرانیان نوشته شده، بیشتر مورد توجه است. از «نامه‌های ایرانی مونتسکیو» می‌توان به‌عنوان قدیمی‌ترین نمونه موجود یاد کرد. این نامه‌ها سال ۱۷۲۱ برای اولین‌بار منتشر شد. از نمونه‌های جدید‌تر می‌توان به اثر «چهره فرار ایران» (۲۰۰۰) اثر سیو لینیو اشاره کرد. او می‌نویسد «مردم ایران مردمی خونگرم و خوش‌برخورد هستند، ولی هرگز خود را به آسانی آشکار نمی‌کنند؛ مکالمات ایرانیان سرشار از ادب و توام با شکسته‌نفسی و اظهار تواضع است و البته با ریا و سالوس و دروغ با هم مواجه می‌شوند؛ همه این کار‌ها را می‌کنند تا از رنجش و آزردگی‌خاطر طرف مقابل یا رفتن آبروی خود بپرهیزند.»

 تنوع را هیچ‌گاه نادیده نگیرید
در واقع فرهنگ ایران رنگین‌کمانی متنوع است و نمی‌توان آن را به نوع خاصی از خلق و خو نسبت داد. در فرهنگ سرزمینی مانند ایران تنوع اقلیمی، قومی و مذهبی زیادی وجود دارد. گذشته از این، در این فرهنگ گوناگونی‌های دیگری نیز وجود دارد، چنانچه فرهنگ توده تفاوت‌هایی با فرهنگ نخبگان دارد یا خرده فرهنگ‌هایی که در کنار فرهنگ عمومی وجود دارد، همچنین وجود فرهنگ‌های حاشیه‌ای، فرهنگ‌های قشر متوسط و دیگر اقشار را نباید از یاد برد. مقصود فراستخواه بر این باور است که در چنین فرهنگ متنوع و رنگارنگی زمانی اخلاق اجتماعی قوت می‌گیرد و تعهد در آن می‌روید و می‌بالد که وفاق تعمیم‌یافته فعال وجود داشته باشد. اما وفاق زمانی تعمیم می‌یابد که به دور از انحصار مشارکت‌جویانه و آزادمنشانه باشد و تنها زمانی به آن فعال می‌گویند که از نوع وفاق اختلافی باشد، چندصدایی باشد و حوزه‌های معنایی در یک رابطه افقی داد و ستد و گفت‌وگو و همزیستی کنند.
 
نقل از فرهیختگان

۱۷ خرداد، ۱۳۹۴

چه کسی از طرف اسلام سخن می گوید؟



«چه کسی از طرف اسلام سخن می گوید؟»

جان ال. اسپوزیتو و دالیا مجاهد

ترجمه: سهیلا ناصری

تهران: نشر هرمس،۱۳۹۰
 
 نام و نشان ِ کتاب، جمله ای پرسشی است که پس زمینه ی آن می تواند این پرسش ها باشد : هستی، راستی و آرمان این دین چیست؟ سخن گویان ِ رسمی / راستین اسلام کیستند؟درمیان این همه پیام که به نام اسلام، به گوش می رسد به کدام می توان اعتماد کرد؟ آیا می توان در میان این صداها به ماهیت اصلی آن پی برد؟ نسبت این همه پیام ها با آرمان های اصلی اسلام چیست؟ و... .

 پیش زمینه ی چنین پرسشی، بی تردید، این است که در جهان کنونی، چالش میان جهان غرب و جهان اسلام از سویی و اختلاف نظرگاه و درگیری های معتقدان به اسلام با خودشان، پیام های چندگانه و ضد و نقیض از مسلمانان را در جهان بازتابانده؛ پرسشگر، صداهایی متفاوت و اغلب متناقض از مدعیان یک مکتب می شنود و می خواهد به صدای اصلی واکنش نشان دهد. سیاست مداران در پی این پرسش، جویای صدایی هستند که می تواند طرف مذاکره باشد و محققان، جوینده حقایقی هستند که با بوده و آرمان های واقعی این دین نسبت نزدیک یا این همانی داشته باشد. به هر حال پرسش به گونه ای بیان شده که مخاطب، پرسنده را واقع بین، گمان زند.
 
این پرسش و جمله ی پرسشی روشنگر « یک میلیارد مسلمان واقعاً چگونه فکر می کنند؟ » بر جلد کتاب و گَشتار آن در ذهن مخاطب -در هر دو دنیا(=غرب و اسلام)-، وسوسه انگیز، خارخارِ گشودن و خواندن است. کتاب، دستاوردِ پژوهش چندساله ی مؤسسه ی گالوپ است که به شیوه ی تحیق میدانی سامان گرفته است. چون مؤسسه ی گالوپ یک مرکز معتبر نظر سنجی در جهان است ناگزیر از این توضیح هستیم که در نظر سنجی تکیه بر تحقیق میدانی است؛ روش های میدانی را چنین تعریف کرده اند: « روش های میدانی به روش هایی اطلاق می شود که محقق برای گردآوری اطلاعات ناگزیر است به محیط بیرون برود و با مراجعه به افرادیا محیط و نیز برقراری ارتباط مستقیم با واحد تحلیل یعنی افراد، اعم از انسان، مؤسسات، سکونتگاه ها، موردها و غیره اطلاعات مورد نظر خود را گردآوری کند.»(۱) وقتی زمینه و جستار پژوهش، در دسترس باشد روش کتابخانه ای در درجه ی دوم تحقیق قرار می گیرد و پژوهش به شیوه ی میدانی، نتایج قابل اعتمادتری خواهد داشت. در مطالعات میدانی، موضوع مورد تحقیق، پدیدار و دست یافتنی است، از این رو،  مشاهده بر منابع کتابخانه ای برتری می یابد. در مطالعات اجتماعی، پرسشگری و مصاحبه، تهیه ی پرسشنامه و.... روش هایی است که پژوهنده برمی گزیند تا به پاسخی شایسته برسد. در این نوع تحقیق، محقّق می کوشد بی تصرّف و دستکاری در محیط/ جامعه، با مشاهده ی دقیق، اطلاعات خود را گردآوَرَد؛ در واقع پژوهش گر در پیوند مستقیم با پدیده ی مورد جست و جو، مشارکتش درحدی است که به اعتماد متقابل بینجامد و نتایج طبیعی و بی دخالت او به دست بیاید. آنگاه مجموعه ی اطلاعات گردآوری شده تجزیه و تحلیل می شود. موسسه ی آمریکایی گالوپ که در حوزه ی مشاوره ی تحقیقات علوم اجتماعی، صاحب نام است، پس از رخداد یازده دسامبر-که به موج خشونت در رویارویی غربیان و مسلمانان دامن زد و بر گستره ی آن افزود، - با اجرای مصاحبه هایی حضوری با مسلمانان در کشورهای اسلامی و کشورهایی که جمعیّت مسلمانان در آن ها اعتناپذیر است، به طرح پرسش هایی پرداخته است تا درک دقیق تری از پدیده ی اسلام و مردم مسلمان در جهان به ویژه غرب، پدید آید.
 
این مطالعه، نشان می دهد آن چه به موج اسلام هراسی در غرب و غرب ستیزی در جهان اسلام مدد می رساند، تلاش های اقلّیت تندرو و افراط گرا در جهان اسلام است که از سوی سیاست مدران و رسانه های غالب و تأثیرگذار، به ویژه در غرب، برجسته شده است؛ در این پژوهش نشان داده می شود که به ناخواستِ اکثریت ِ مسلمانان، کوشش هایی در دو سو انجام می گیرد تا سیمای نامناسب و غیر واقعی از آرمان های مسلمانان، نمایانده شود.
 
 با این حال ، این ترجمه، همه آنچه نویسندگان کتاب «How Speak for Islam?  » در سال ۲۰۰۷در نیویورک، منتشر کرده اند نیست. مترجم کتاب – سهیلا ناصری- در یادداشت خود، پس از فهرست، خاطر نشان می کند: « این کتاب بر اساس ِ تحلیل های نویسندگان غربی تنظیم شده است. بنابراین برداشت آن ها از پاسخ های ارائه شده ی مسلمانان ممکن است با واقعیات جهان اسلام منطبق نباشد. بر این اساس، بخش هایی از کتاب که این واقعیات را مدّ نظر قرار نداده به روش های مقتضی مورد تلخیص قرار گرفته است.» این توضیح مترجم، گوشزدی است به این نکته که در مواردی، دیدگاه های پژوهندگان بُرِش خورده است! که خواننده پارسی زبان را به این نقد می کشاند : بهتر بود آن بخش ها که با واقعیات جهان اسلام ، منطبق نیست، بی تلخیص – یا احتمالاً تصرف- به زبان مقصد برگردانده می شد. و مترجم در پاورقی، نادرستی آن را توضیح می داد و اثبات می کرد؛ تا مخاطب جست و جوگر ایرانی به تمامی این تحقیق، بی کاستی، دست رسی داشته باشد. البته در چنین مواردی، تنها مترجم، تصمیم گیرنده نیست؛ این کاستی را می توان به گردن ِ سرشت و ذائقه ی چیره بر چاپ و نشر در ایران نهاد!

کتاب « چه کسی از طرف اسلام سخن می گوید؟» با مقدمه ای که عنوان آن «اکثریت خاموش مسلمانان» است ، آغاز می شود. نویسندگان در این مقدمه به معرفی پژوهش خود پرداخته اند و با توصیف جهان پس از ۱۱ سپتامبر، به طرح مسئله می پردازند؛ ادبیات نفرت و خشونتی که پدید آمده، آنان را واداشته تا چنین بیندیشند: « آیا خشونت روز افزون و برداشت های منفی در همه ی ی جهات تنها مقدمه ای برای بروز یک جنگ قطعی همه جانبه بین غرب و یک میلیارد و سیصد میلیون نفر مسلمان است؟ نکته ی حیاتی مغفول در میان بسیاری از آرای مطرح در خصوص این سؤال نظرات واقعی هر روزه ی مسلمانان است. با توجه به تمامی خطراتی که برای غرب و جوامع مسلمان، و در حقیقت برای آینده ی جهان، وجود دارد، زمان آن فرارسیده است که این بحث را بی طرفانه بررسی کنیم » (ص۲). نویسندگان با توجه به نکات روشنگری که از تحقیقات گالوپ به دست می آید، تأکید دارند: « درگیری بین جوامع مسلمان و غربی ابداً حتمی و اجتناب ناپذیر نیست. این درگیری بیشتر درباره ی خط مشی و سیاست است تا اصول » (ص۳) . نویسندگان اذعان  دارند که «حائز اهمیّت ترین و در برخی موارد شگفت انگیز ترین نتایج را » برگزیده اند تا در صفحات کتاب با مخاطبان در میان بگذارند. از جمله آنان موارد زیر را دور از انتظار می پنداشته اند:

-مسلمانان جهان غرب را یک پارچه نمی بینند. آن ها از کشورها بر اساس سیاست ها و نه فرهنگ یا دین شان انتقاد یا تمجید می‌کنند.

-زمانی که از مسلمانان خواسته می شود آرزو های خود را برای آینده بیان کنند، آن ها هیچ اشاره ای به جنگ در قالب جهاد نمی‌کنند بلکه در آرزوی دستیابی به شغلی بهتر هستند.

-آن هایی که اعمال تروریستی را می پذیرند تنها یک اقلیّت اند و لزوماً مذهبی تر از بقیه ی مردم نیستند.

-فناوری و مردم سالاری موضوعاتی است که مسلمانان غرب را به خاطر آن تحسین می کنند

-و....

کتاب از پنج فصل و یک پیوست، شکل گرفته است:

فصل اول: مسلمانان چه کسانی هستند؟

فصل دوم: مردم سالاری یا حکومت دینی

فصل سوم: چه چیزی باعث به وجود آمدن تندروها می شود؟

فصل چهارم: زنان چه می خواهند؟

فصل پنجم: برخورد یا همزیستی؟

پیوست: سفر گالوپ برای نظرسنجی جهانی

در پایان هر فصل نکات مهم آن فصل گوشزد شده است.

     در فصل نخست، با طرح دو پرسش مهم و کلّی:

۱- آیا همه ی مسلمانان مثل هم می اندیشند؟

۲- آرزوها و رویاهای مسلمانان در زمان حاضر چیست؟

و بیان پرسش های جزئی تر، پژوهندگان، در جست و جوی چیستیِ مسلمانی و کیستی ِ مسلمانان به تحلیل پاسخ هایی که در این باره از مصاحبه شوندگان دریافت کرده اند، می پردازند. در پاسخ به پرسشِ کلّیِ نخست ، مسائلی چون اهمیّت و اعلامیه ی ایمان(= لااله الاالله ، محمد رسول الله) نماز، روزه، زکات زیارت مکه، جها (مبارزه در راه خدا) خانواده و فرهنگ و یادآوری خاطرات باشکوه تاریخ اسلام عنوان هایی است که خوانندگان غربی را به آشنایی با آداب و فرهنگ مسلمانان می خواند. محققان مؤسسه ی گالوپ در معرفی جهاد از نظرگاه مسلمانان ضمن اشاره به آیات قرآن درباره ی جهاد، می نویسند: « در این نظر سنجی از ده هزار و چهار بزرگسال در نه کشور مسلمان این سؤال پرسیده شده بود که "لطفاً در یک یا چند کلمه به ما بگویید جهاد برای شما به چه معنی است" . در چهار کشور عربی ( لبنان، کویت، اردن و مراکش) پاسخ غالب "وظیفه در مقابل خدا" ، "وظیفه ی الهی" یا "پرستش خداوند" بود؛ بدون هیچ اشاره ای به جنگ. اگر چه در سه کشور غیر عرب (پاکستان، ایران و ترکیه) اقلیّت حائز اهمیّتی پاسخ داده اند که جهاد "فداکردن جان خود برای اسلام/خداوند/یک هدف عادلانه" یا "جنگ علیه مخالفان اسلام". اکثریت مسلمانان در اندونزی ِ غیر عرب هم چنین پاسخی دادند.»(ص24). نویسندگان به پاسخ های دیگری چون:

-دستیابی به اهداف خود در زندگی

-مبارزه برای رسیدن به هدفی اصیل و شریف

-ارتقای صلح، هماهنگی یا همکاری  و کمک به دیگران ...

اشاره دارند. آنان پاسخ ها را چنین تحلیل می کنند: « برای مسلمانان جهاد چه به معنای مبارزه با نفس باشد چه مبارزه با شمشیر، مبارزه ای عادلانه و اخلاقی است. از کلمه ی جهاد برداشت مثبت می شود و این به این معنی است که اعمال تروریستی را جهاد نامیدن نه تنها توهین به بسیاری از مسلمان ها بلکه سهواً دادن امتیاز اخلاقی به افراطگرایان است که به آن کاملاً نیاز دارند»(ص۲۵). زیر عنوان خانواده و فرهنگ این برداشت ِ پژوهندگان گالوپ، جالب است که: « خانواده با در نظر گرفتن ارزشی که مادر بودن در اسلام دارد اهمیّت بیشتری پیدا می کند. پاسخ دهندگان به نظر سنجی سال 2001 در کشورهای عمدتاً مسلمان مادر بودن را "هدیه ای از طرف خداوند، سرچشمه ی هر وجودی" تعریف کرده اند. زنان همیشه، به عنوان حاملان فرهنگ، مرکز واحد خانواده که نیروی تأمین کننده ی نظم اجتماعی و اخلاقی است و اساس ثبات برای نسل بعد در نظر گرفته شده اند.»(ص۲۶).

پاسخ ِ مصاحبه شوندگان درباره ی آرزو ها و رویاهاشان را این گونه می یابیم: « شرایط اقتصادی بهتر، فرصت های استخدامی و استانداردهای بالاتر زندگی برای آینده ی بهتر. سپس به نیاز به بهبود نظم و قانون، از بین رفتن تنش ها و جنگ های داخلی و ارتقای آرمان های دموکراتیک در سیستم سیاسی خود و نیز پیشرفت وضعیت بین المللی و استقلال کشورهایشان برای کسب احترام بیشتر از جانب دیگران و توقف دخالت خارجی اشاره می کنند»(ص29).  از نکات مهمی که در پایان فصل نخست بیان شده می توان به این دو نکته اشاره کرد:

- زبان ها، آداب و اقوام بسیاری که در جهان اسلام وجود دارد نشان دهنده ی گوناگونی گسترده ی آن است. ۵۷ کشور دنیا اکثر جمعیت شان مسلمان هستند یا از اقلیّت مسلمان حائز اهمیّت برخوردارند. اعراب تنها ۲۰ درصد از جمعیت مسلمانان در کل جهان را تشکیل می دهند.

-ایمان و خانواده ارزش های هسته ای در زندگی مسلمانان است و مسلمانان آن ها را بزرگ ترین سرمایه های جوامع خود می دانند.
در فصل دوم کتاب با پرسش ها یی روبه روییم که بر محور مردم سالاری یا حکومت دینی، طرح و پاسخ داده شده است. نویسندگان با توصیف وضعیت اداره کشور های مسلمان و شکل و شمایل حکومت های سرزمین های اسلامی  پرداخته و درباره ی این ادعای امریکا را که گسترش مردم سالاری را بهانه ی حضور خود در مناطق اسلامی به ویژه خاورمیانه می داند، بررسی کرده است. در صفحه ی 35 کتاب می خوانیم: « با این که گسترش مردم سالاری هدف اعلام شده ی دولت آمریکاست، اکثر مردم در اردن، مصر، ایران، پاکستان، ترکیه و مراکش با این نظر که آمریکا در مورد گسترش مردم سالاری در منطقه ی آن ها جدّی است موافق نیستند». این نظر سنجی ها نشان می دهد که مسلمانان با پافشاری بر نگه داشتِ شریعت خود و برپایه ی اصول این شریعت به مردم سالاری می نگرند و از آن حمایت می کنند. به طور کلّی مسلمانان شریعت را به عنان یکی از منابع قانون گذاری خود می پسندند. در بخش پایانی فصل که به نکات مهم اشاره شده ، نتایج نظر سنجی انشان می دهد: « مسلمان ها بین ارزشهای دموکراتیک و اصول مذهبی تناقضی نمی بینند»(ص63).

     فصل سوم، تحلیل پاسخ هایی است به این پرسش ها:

تندروهای سیاسی چه کسانی هستند؟

ارتباط بین تروریسم با فقر یا جهل و بی سوادی چیست؟

چه ارتباطی بین اسلام و تروریسم وجود دارد؟ ارتباط بین جهاد و تروریسم انتحاری چیست؟

چرا آن ها از ما و شیوه ی زندگی ما نفرت دارند؟

تندروهای سیاسی نسبت به آزادی ها و فناوری ما چه احساسی دارند؟

آن ها درباره ی کشورها و رهبران غربی چه می گویند؟

نظرشان درباره ی امریکا چیست؟

چه چیزهایی محرّک اصلی تندروها ست؟

نویسندگان ضمن اشاره به این نکته که تحقیقات رسانه ها نشان می دهد « نسل امروز ِ شبه نظامیان و تروریست ها، از مهاجمان یازدهم سپتامبر گرفته تا بمب گذاران هفتم ژوئیه ی لندن، همگی، به استثنای چند مورد، افراد تحصیل کرده از طبقه ی متوسط و کارگر بوده اند که برخی مذهبی و برخی غیر مذهبی بودند..... اغلب آن ها فارغ التحصیل مدارس مذهبی نبودند بلکه در مدارس و دانشگاه های خصوصی یا دولتی تحصیل کرده بودند.»(ص۶۷). محققان گالوپ می گویند: درک افراط گرایان و طبیعت افراط گرایی نیازمند چشم اندازی جهانی است که گستردگی آن فراتر از نظرات متناقض کارشناسان یا "حکایات منقول در خیابان های کشورهای عربی" است. .... بر اساس نظرسنجی گالوپ، 7 درصد از پاسخ گویان عقیده دارند حمله های ۱۱ سپتامبر "کاملاً" قابل توجیه است و نظر مساعدی به امریکا ندارند. در میان کسانی که عقیده دارند واقعه ی یازدهم سپتامبر توجیه پذیر نیست، که ما آن ها را میانه رو می نامیم، ۴۰ درصد طرفدار امریکا هستند، امّا ۶۰ درصد نظر مساعدی به امریکا ندارند»(ص۶۸).این تحقیقات نشان می دهد « اکثر کسانی که نظرات افراطی و میانه رو دارند(۹۴ درصد و ۹۰ درصد) می گویند دین بخش مهمی از زندگی روزانه ی آن ها را تشکیل می دهد. و در مورد حضور در مساجد هیچ تفاوت عمده ای بین افراط گرایان و میانه روها وجود ندارد»(ص۷۱). در جایی دیگر می خوانیم: « تفاوت واقعی بین آن هایی که چشم خود را بر اعمال تروریستی می بندند و دیگران سیاست است و نه پرپارسایی و پرهیزگاری»(ص۷۲). نویسندگان این پژوهش معتقدند: « در طول تاریخ بین دین، سیاست و جوامع ارتباط نزدیکی وجود داشته است. رهبران برای جذب نیروی جدید، توجیه اعمال خود، باشکوه جلوه دادن جنگ و کشته شدن در مبارزه ای مقدس از دین استفاده کرده و آن را ربوده اند»(صص:۳-۷۲). در این نظرسنجی آشکار می شود «محرّک اصلی تندروی که اغلب از تهدید علیه هویّت دینی و فرهنگی مسلمانان جدایی ناپذیر تلقّی می شود، تهدید سلطه ی سیاسی و اشغال است. اثر متقابل سیاست و دین در پاسخ های داده شده به این پرسش ها ی آزاد، انعکاس دارد.... با اشاره به اهمیّت اسلام، متداول ترین پاسخ های هر دو گروه[افراط گرا و میانه رو] به این سؤال که غرب چه کاری می تواند انجام دهد، از این قرار است: احترام بیشتر، در نظر گرفتن و درک اسلام به منزله ی دین، دست کم نگرفتن جایگاه کشورهای عرب/ مسلمان، داشتن انصاف و تعصّب کمتر.»(ص۸۸). به هر حال آن چه در این فصل برجسته به نظر می رسد این نکته ی مهم است که: « آن چه تندروهای سیاسی را از دیگران متمایز می کند برداشت شان از سیاست غرب است نه فرهنگ غرب»(ص۹۵).

 در فصل چهارم – زنان چه می خواهند؟- ، نویسندگان با توصیف و تحلیل این تلقی غربی ها که جایگاه زنان در میان مسلمانان پست است و زنان کشورهای اسلامی گرایش به پذیرش ارزش های غربی برای پیشرفت و تعالی خود دارند، این تصوّر را با واقعیّت مطابق نمی بینند؛ آنان می گویند دقیقاً مخالف این برداشت به اثبات رسید. به عنوان مثال، تنها ۱۲ درصد از زنان اندونزیای، ۲۰ درصد از زنان ایرانی و حتّی ۱۸ درصد از زنان ترکیه، که معمولاً تصور می شود به غربی شدن گرایش بیشتری دارند، این عبارت را به ملل عرب و مسلمان نسبت می دهند... (ص۱۰۴). پاسخ ها نشان می دهد: « گر چه زنان مسلمان بسیاری از ویژگی های غرب را تحسین می کنند، طرفدار پیوند فرهنگی همه جانبه نیستند. دو خصوصیتی که بسیاری از افرادی که مورد ارزیابی قرار گرفتند به جوامع خود نسبت می دهند این چشم انداز دقیق و ظریف را انعکاس می دهد: "اشتیاق برای داشتن روابط با جهان غرب" و این که "وابستگی به ارزش های معنوی و اخلاقی برای پیشرفت آن ها حیاتی است"(ص۱۰۷) این تحقیق نشان می دهد: « در مجموع، زنان مسلمان از این که اسلام نقشی در زندگی شان داشته باشد حمایت می کنند، امّا بین ایده آل و واقعیّت جهان اسلام فاصله ای می بینند»(ص۱۱۷)
 
عنوان فصل پنجم کتاب، "برخورد یا همزیستی؟" است.  در این فصل به چند پیش فرض نگران کننده که افسانه وار حجاب واقعیت شده اند اشاره شده؛ افسانه هایی که غربیان بافته اند: مسلمانان مجرم و خطاکار هستند، آینده ی اروپا، "اورابیا"[ترکیب از اروپا و عربیا] است، آن ها به دلیل آزادی از ما نفرت دارند و ما شاهد برخورد تمدّن ها هستیم. نویسندگان- جان ال. اسپوزیتو و دالیا مجاهد-، معتقدند: « آنچه در جنگ علیه تروریسم جهانی حیاتی است توانایی حرکت فراتر از پیش فرض ها و نظریات کلیشه ای در برخورد ها و سیاست های ما و شکل دادن همکاری هایی است که فراتر از دیدگاه "ما" و "آن ها" از جهان باشد.» واقعیت این است که خشم و رنجش از غرب محصول تحقیر مسلمانان از سوی غربی هاست« هراس آن ها از دخالت، سلطه یا اشغالگری غرب سرچشمه می گیرد. با توجه به قدرت غرب (سیاسی، اقتصادی و فرهنگی)، بسیاری ممکن است هراس داشته باشند که تحت نفوذ فرهنگ غربی قرار بگیرند و هویّت اسلامی، استقلال و ارزش های خود را از دست بدهند»(ص۱۳۶). نویسندگان با بررسی پاسخ ها و شواهد، به این پرسش که پس چرا آن ها(=مسلمانان) از ما نفرت دارند؟ علل اولیه ی خشم و احساسات ضد امریکایی را برخورد تمدن ها نی دانند به نظر آنان این خشم « برداشتی است که از اثرات سیاست خارجی امریکا در جهان اسلام وجود دارد.»(ص۱۵۰). محققان مؤسسه ی گالوپ در نتیجه گیری پژوهش خود، اسلام را حائز اهمیّت هویّت دینی، تاریخی، ملی و فرهنگی توصیف می کنند و خاطرنشان می کنند: « همان گونه که دین بخشی از اساس جوامع مسلمان باقی خواهد ماند، همیشه نیرویی بالقوه در تغییرات سیاسی و اجتماعی خواهد بود»(۱۵۷)آنان میگویند« تروریسم را نشانه و اسلام را خودِ مشکل دانستن اگر چه در برخی محافل پر طرفدار است، نادرست و دارای خطرات جدّی همراه با بازتاب های خطرناک است. این کار، عقاید و نگرانی های رادیکال را تأیید، اکثر مسلمانان میانه رو را منزوی، و این عقیده را تقویت می کند که جنگ علیه تروریسم جهانی در حقیقت جنگ علیه اسلام است....»(ص۱۵۸) نویسندگان در خاتمه درگیری غرب و جهان اسلام را « درگیری درباره ی سیاست و نه برخورد میان اصول» توصیف می کنند.

بخش «پیوست » کتاب ، توضیح ِ مراحل این تحقیق است که بین سال های ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۷ توسط "انستیتوی جهانی گالوپ" رخ داده  است.

کتاب را که می بندیم، می اندیشیم که شاید حق با دکتر نصر باشد که در پاسخ به این سؤال رامین جهانبگلو : به نظر شما چگونه می توان روی شکاف میان اسلام و مدرنیته پلی بست، گوشزد کرد « اگر مدرنیسم را فلسفه ای خاص و ممتاز بدانیم – که به راستی نیز چنین است- این کار شدنی نیست. امّا اگر مدرنیته را به مجموعه ای از شرایط تعریف کنیم که تنها به طور اتفاقی در برهه ای از زمان رواج می یابد، در این صورت البته تعریف ما تعریفی فلسفی نیست و این پرسش شکل دیگری به خود می گیرد . در این باره که آیا اسلام می تواند با مجموعه ای از شرایط کنار بیاید یا خیر؛ باید گفت آری؛ اما اگر مراد شما از مدرنیته جهان بینی ویژه، یعنی دیدگاه فلسفی ویژه ای (نحوه ی نگرش به عالم) است، در آن صورت هماهنگی میان اسلام و مدرنیسم کاری ناشدنی است»(۲).



(۱)حافظ نیا، محمد رضا. مقدمه ای بر روش تحقیق در علوم انسانی. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها(سمت). ۱۳۸۷. چاپ چهاردهم. ص:۱۷۹.

(۲) نصر، حسین. در جست و جوی امر قدسی: گفت و گوی رامین جهانبگلو با سیدحسین نصر. ترجمه ی سید مصطفی شهرآیینی. تهران: نشر نی. ۱۳۸۵. چاپ دوم. ص: ۷-۱۹۶. 

۳۰ بهمن، ۱۳۹۳

همایش روز بزرگداشت حکیم خواجه نصیرالدین طوسی

همایش روز بزرگداشت حکیم خواجه نصیرالدین طوسی با همکاری مؤسسه حکمت و فلسفه ایران و انجمن حکمت و فلسفه ایران، دوشنبه چهارم اسفند ماه از ساعت ۳۰: ۱۴ الی ۱۸:۰۰ برگزار می‌گردد.

در این همایش دکتر سید مصطفی محقق داماد با موضوع «خواجة طوسی و علم اصول فقه»، دکتر عبدالحسین خسروپناه با عنوان «قاعدة لطف و امامت از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی»، دکتر غلامرضا اعوانی با عنوان «سیر و سلوک خواجه نصیر و المنقذ من الضّلال غزالی»، آقای مجید حمیدزاده با موضوع «برهان نبوت در قواعد العقاید، تجرید الاعتقاد و شرح اشارات» به ارائه مطلب خواهند پرداخت.

همچنین دکتر یونس کرامتی درباره «رویکرد فلسفی خواجه نصیر به ریاضیات»، آقای سجاد نیک‌فهم خوب‌روان با عنوان «رابطه اخلاق و دین از منظر خواجه»، دکتر یوپ لامیر با موضوع «The Medieval Arabic Version of Tusi «s Nasirean Ethics» و دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی در رابطه با «اخلاق از نظر خواجه» سخنرانی خواهند کرد.

برنامه مشروح همایش به شرح زیر خواهد بود:
۱۴: ۴۰ – ۱۴: ۳۰      قرائت قرآن، خیرمقدم و اعلام برنامه
     استاد سخنران     عنوان سخنرانی
۱۵: ۰۰– ۱۴: ۴۰     سید مصطفی محقق داماد     خواجة طوسی و علم اصول فقه
۱۵: ۲۰- ۱۵: ۰۰     عبدالحسین خسروپناه     قاعدة لطف و امامت از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی
۱۵: ۴۰- ۱۵: ۲۰     غلامرضا اعوانی     سیر و سلوک خواجه نصیر و المنقذ من الضّلال غزالی
۱۶: ۰۰- ۱۵: ۴۰     یوپ لامیر     The Medieval Arabic Version of Tusi» s Nasirean Ethics
 ۱۶: ۲۰-۱۶: ۰۰      پذیرایی
۱۶: ۴۰- ۱۶: ۲۰     مجید حمیدزاده     برهان نبوت در قواعد العقاید، تجرید الاعتقاد و شرح اشارات
۱۷: ۰۰- ۱۶: ۴۰     سجاد نیک‌فهم خوب‌روان     جایگاه علمی مراغه در ایران دورة ایلخانی
۱۷: ۲۰- ۱۷: ۰۰     یونس کرامتی     رویکرد فلسفی خواجه نصیر به ریاضیات
۱۷: ۴۰- ۱۷: ۲۰     غلامحسین ابراهیمی دینانی     اخلاق از نظر خواجه



مراسم روز بزرگداشت حکیم خواجه نصیرالدین طوسی در سالن همایش‌های مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران به آدرس تهران، خیابان ولیعصر (عج)، خیابان نوفل لوشاتو، خیابان آراکلیان، پلاک ۴ برگزار می‌گردد و حضور برای علاقه مندان آزاد است.

اوای پهلوانی

به عیاری توان رفتن ره عشق
که این ره دامن‌تر برنتابد (خاقانی)

کتاب‌های تاریخ از عیاران بیشتر به صورت دزدان و راهزنان یاد می‌کنند، اما مسیر تاریخ این را تأیید نمی‌کند. کتابِ در دست می‌کوشد به پاره‌ای از اختلافات مذکور بپردازد تا مگر به حقیقت امر دست یابد. (ص ۱۲)
کتاب حاضر دارای مطالبی در باب تاریخ مختصر ورزش‌های باستانی و آیین جوانمردی و شعرهایی است که مرشدان زورخانه‌ها در ایران می‌خوانند. این شعر‌ها بیشتر در حوزهٔ اخلاقیات، معرفت، جوانمردی و توصیف‌های مذهبی و از جمله مدایحی دربارهٔ سلطان عاشقان حضرت امام علی (ع) است؛ نیز شعرهایی که جنبهٔ حماسی و اخلاقی دارند و ویژهٔ مرشدانی است که خارج از ایران می‌زیند و کار می‌کنند (ص ۱۴)
این کتاب به همت پهلوان مهدی هدایت که زورخانه‌ای در اصفهان تأسیس و وقف کرده‌ تألیف شده است. ایشان در مقدمهٔ خود بر این کتاب چنین آورده‌ است: روزی با آقای دکتر آذر در کشور ترکیه و در محل مسابقات بین‌المللی ورزش‌های باستانی آشنا شدم. همین آشنایی بود که به تحقیق این کتاب ارزشمند انجامید. (ص ۱۶)
این کتاب از پنج فصل تشکیل شده که به ترتیب در آن‌ها به این موضوعات پرداخته شده است: اهل فتوت و اخوان (اخیان)، عیاری و عیاران، جوانمردی، ورزش‌های باستانی در ایران، پهلوانی، ترجمهٔ انگلیسی اشعار پهلوانی و آوانویسی آن‌ها به خط سیریلیک (خط روسی).
فتوت، در اصل، مفهومی اخلاقی است که جمیع خصالی را در بر دارد که از یک مردِ «تمام‌مرد» انتظار می‌رود. (ص ۱۷) در فصل اول با تعاریف و دیدگاه‌های گوناگونی که دربارهٔ فتوت و اهل فتوت (فتیان) وجود دارد آشنا می‌شویم. اینکه ریشه‌ فتیان از کجاست و به چه دورهٔ تاریخی برمی‌گردند، در کاوش‌های پژوهندگان مختلف، متفاوت ذکر شده است. آیین فتیان به‌تدریج در ایران با نام جوانمرد و جوانمردان و در پاره‌ای موارد عیاران هم نامیده شده است و به تدریج آثار فراوانی در این زمینه به‌وجود آمد که فتوت‌نامه‌ها از آن جمله هستند. در گذر زمان اصناف گوناگون که تعداد آن‌ها به هفده صنف رسیده است به این فرقه پیوستند و هرکدام برای خود فتوت‌نامه داشتند. اعضای هر فرقه یاران خود را «اخی» می‌نامیدند. در ادامهٔ این فصل چند نمونه از فتوت‌نامه‌ها آورده شده است که عبارتند از: فتوت‌نامهٔ آهنگران، فتوت‌نامهٔ کفش‌دوزان، فتوت‌نامهٔ طباخان، فتوت‌نامهٔ حجامان، فتوت‌نامهٔ امیرالمؤمنین، فتوت‌نامهٔ عبدالرزاق کاشانی، فتوت‌نامهٔ شمس آملی، فتوت‌نامهٔ شهاب‌الدین عمر سهروردی، فتوت‌نامهٔ نجم‌الدین زرکوب تبریزی.
فصل دوم به عیاری و عیاران اختصاص دارد. عیاری نخست پیشهٔ خاصی بود که پس از چند قرن به یک سازمان اجتماعی مبدل گردید. سازمان عیاران سازمانی از همبستگان و یاران بوده است که به آیین خاصی در رفتار و کردار پایبند بودند و آن آیین را «جوانمردی» می‌خوانده‌اند. در این فصل مطالبی می‌خوانیم در ارتباط با زمینه‌های حضور عیاران، اصول اخلاقی آن‌ها و صفات، شرایط و مقام اجتماعیشان.
در مسیر تحقیق دریافتیم که به ترتیب فتیان، عیاران و جوانمردان در عمل در یک حوزهٔ مفهومی قرار دارند، ولی به تدریج تغییر نام‌ها را در می‌یابیم. اما هیچ‌کجا در تاریخ نشان داده نمی‌شود در چه زمانی به فتیان عیار یا جوانمرد می‌گفتند. (ص ۶۰) تعاریف مختلف جوانمرد و جوانمردی در منابع مختلف و مرام و اخلاق آن‌ها موضوعاتی هستند که در فصل سوم به آن‌ها پرداخته شده است. صفت جوانمرد در شعر اکثر شاعران، به‌خصوص تا آخر قرن هشتم، یافت می‌شود. جوانمردی در ادبیات فارسی موضوع دیگری است که در این فصل به همراه نمونه‌های مختلفی از شعر شاعران آورده شده است.
فصل چهارم به ورزش‌های باستانی ایران اختصاص دارد. در این فصل ابتدا با ورزش‌های باستانی پیش و پس از اسلام آشنا می‌شویم سپس به‌صورت مفصل به زورخانه، ورزش باستانی و فنونی که در این ورزش استفاده می‌شود پرداخته شده است. در انتهای این فصل فهرستی از نام‌های فنون کشتی پهلوانی گنجانده شده است.
فصل پنجم از سه بخش تشکیل شده است. بخش اول مربوط به شعرهای پهلوانی در تاریخ ادبیات ایران است. در بخش دوم نویسنده سه پهلوان نامدار ایران، کاوه آهنگر، پوریای ولی و غلامرضا تختی را معرفی می‌کند. بخش سوم نیز شامل اصطلاحات متداول در آیین پهلوانی است. ترجمهٔ انگلیسی شعرهای پهلوانی را هم در فصل ششم این کتاب می‌توانیم بخوانیم.
غرض از تحقیق و تدوین کتابِ حاضر این بود که حالا که ورزش‌های باستانی جهانی شده مرشدان ایران و کشورهای دیگر در زورخانه‌ها بتوانند اثری مکتوب در دست داشته باشند تا برای اجرای برنامه‌های زورخانه‌ای از آن استفاده کنند. این مرشدان از نظر فرهنگی برای ما قابل اعتنا و اعتبارند. چرا؟ زیرا تبلیغ و تشویق همگان را به آرا و افکار جوانمردی و پهلوانی بر عهده دارند. اکنون که بیش از شصت کشور جهان به تقلید از ورزش‌های زورخانه‌ایِ ایران برای نشر این فرهنگ تلاش می‌کنند به جا بود که کتابی در این زمینه تألیف شود. (ص ۱۳)

* آوای پهلوانی (مروری بر تاریخ عیاری و جوانمردی در ایران)، اسماعیل آذر، سخن، ۱۳۹۲، ۳۰۰۰۰ تومان

۱۹ آذر، ۱۳۹۳

در بیان احتیاج سالک به معاشرین

فصل دوّم (از باب هفتم) – در بیان احتیاج سالک به معاشرین از عیال و اولاد و خدم و عُمّال و اعمال متعلّقه بسالک مثل زراعت و تجارت و شبانی و غیر‌ها

 بدانکه انسان‌را خداوند در شکم و بدن محتاج به غذا و لباس خلق کرده است و چون سایر حیوان هم او را قرار نداده‌است که به لباس موهوبی حق اکتفا کند یا خوراک به گیاه و حبوب بدون تعمّل اکتفا کند بلکه او را عاری از لباس موهوبی و محتاج در لباس به صنع صنّاع قرار داد و در خوراک بر مطلق حبوب و بقول و گیاه اکتفا نتواند نمود و بر لحوم بدون تصرّف کردن اقتصار نتواند بلکه لباس او را از پنبه و پشم و کتان و موی و پوست باید بتصرّفات غریبه ساخت و خوراک او را از حبوب مخصوصهٔ مزروعه و لحوم و اَلبان (۱) حیوانات مخصوصه باید به تعمّل اصلاح کرد که موافق مزاج او گردد و اصلاح هریک از این‌ها به آلات و اسباب بسیار محتاج و آلات و اسباب هریک به صنعت مخصوص و صانع مخصوص احتیاج دارد که چون نیک نظر کنیم رفع حاجت شکم و بدن بچندین صنعت و صانع محتاج می‌شود. و چون بحدّ بلوغ رسید و شکم را سیر کرد یا نکرد از حکمت‌های بالغهٔ الهیه به‌جهت تولید مثل و بقای نوع، طبیعت از غذای او چیزی از بدل ما یتحلّل و از قدر نموّ مفروز (۲) دارد و او را به‌جهت نطفه ذخیره کند و به‌واسطهٔ امتلای (۳) اَوعِیۀ (۴) منی از آن ماده نطفه دغدغه و تحریک کند؛ بر دفع آن و چون خداوند متعال برای دفع آن محلّ خاصّی قرار داده که به آن واسطه بقای نوع تواند باشد لهذا محتاج به زن و خانه می‌شود و به‌جهت رفع این حاجات محتاج می‌شود به معاشرت کردن با ابناء نوع خود، و چون هریک جالب نفع و دافع ضَرّ‌ِ خود هستند بالطّبع و نفع و ضر هم ندانند مگر نفع و ضر حیوانی و اگر سر خود باشند نزاع و اختلاف و هرج و مرج لازم آید پس باید رجوع کند به زاکانی (۵) که نبی وقت یا سلاطین وقت برای رفع اختلاف و هرج و مرج گذاشته‌اند. پس سالک چون ناچار است از معاشرت باید زاکان وقت خود را بداند و بر آن زاکان رفتار کند تا آسوده تواند رو به‌ آخرت و به خدا داشته باشد. و آنچه در طریقهٔ رفتار با معاشرین و زیر دست‌ها رسیده است از بزرگان دین از آداب معاشرت و اخلاق پسندیده در فکر باشد که معمول دارد و آنچه نهی فرموده‌اند از مناهی شرعیه و اخلاق رذیله در فکر باشد که ترک کند و تمام فکرش این باشد که ارتکاب امر و نهی محض یاد گرفتن و امتثال نمودن نباشد. بلکه اثر خوبی این و بدی آن را در خود بیابد، و آن وقت که اثر خوبی و بدی را در خود یافت از روی تحقیق رفتار خواهد کردو لذّت ارتکاب و اتّصاف به اوامر را چون یافت شوق سلوک او زیاد و سیر او بیشتر از پیش‌تر خواهد شد. بلکه در فکر این خواهد افتاد که از اشارات به لطائف رسد و از لطائف به حقایق زیرا که چنانکه عبادات را عبارات و اشارات و لطایف و حقایق هست که گذشت معاملات را نیز همین مراتب هست.

۱-جمع لَبَن، بمعنی شیر.
۲-جدا کرده شده.
۳-پُر شدن.
۴-ظرف‌ها.
۵-قاعده، قانون.